حميد احمدى

200

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

امام عليه السلام به هنگام قيام نفس زكيه از مدينه خارج شد و به منطقه فُرْع در راه مدينه به مكه رفت و پس از پايان ماجرا به مدينه بازگشت . « 1 » حكومتْ تمامى نوادگان امام حسن عليه السلام را بازداشت و اموال آنان را مصادره كرد . ابراهيم بن عبدالله با آنكه توانست با استقرار در بصره و گردآورى معتزله و زيديه زير پرچمى واحد و جلب حمايت عثمانيان و امويان و فقهاى بصره ، عليه عباسيان قيام كرد اما سرانجام در جنگى در ذىالقعده سال 145 هجرى در نزديكى كوفه كشته شد . « 2 » امام صادق عليه السلام و انديشه غلو عشق مفرط در كنار سطحىنگرى و جهل ، دفاع بد از دين و مقدّسات ، تن دادن به تفاسير و قرائت‌هاى انديشمندانِ بىبهره از دانش و هدايت امامان‌شيعه عليهم السلام ، موقعيت‌نشناسى برخى عالمان در طرح معارف متعالى دينى و نيز عدم درك درست برخى معانى بلند دينى و منزلت امامان شيعه سبب پيدايش و ظهور عقيده غلو شد . در واقع پيدايى اين انديشه به بعد از شهادت امام حسين عليه السلام و قيام مختار ثقفى در كوفه و تكوين جنبش توابين بازمىگردد . پيروان اين انديشه ، مسلمانانى سطحىنگر و دورمانده از آموزه‌هاى اسلامى بودند كه با وجود دوستى و محبت ، از گوهر معنويت و هدايت و علوم امامان عليهم السلام و اسلام بهره‌اى نداشتند . آنان به الوهيت امام و حلول نور الهى در آنان ، بداء ، تناسخ ، تشبيه و رجعت - كه همگى از مباحث پرمناظره موضوع امامت بودند - معتقد بودند و گاه به آن رنگ و بوى سياسى نيز مىدادند . اينان در عبادات نيز خود را به هيچ تكليف شرعى ملتزم نمىدانستند و همه عبادات را به صورت نمادين توجيه مىكردند . از سويى ديگر ، آنان جوهر دين را محبت به امامان عليهم السلام مىپنداشتند و بر آن بودند كه هر كه حامل اين گوهر اساسى است ، از شريعت بىنياز مىباشد . به‌دليل همين بىقيدى نسبت به شريعت ، غاليان در حوزه رفتار و اخلاق باعث تنزل منزلت امامان شيعه عليهم السلام بودند و خطرى براى شيعه محسوب مىشدند . امام صادق عليه السلام به شدت به مبارزه با اين جريان انحرافى و سطحىنگر پرداخت و همواره مردم را بر عمل‌گرايى و اعتدال در دين و اخلاق و شريعت دعوت كرد . اقدامات عملى امام عليه السلام براى پيراستن شيعه از خرافات و اعتقادات افراطى و نفى غلو و مبارزه عملى و برىداشتن

--> ( 1 ) . على بن عيسى اربلى ، كشف الغمّة فى معرفة الائمّة ، تحقيق سيد هاشم رسولى محلاتى ، ج 2 ، ص 162 . ( 2 ) . محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 7 ، ص 646 و 647 .